محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6523

تاريخ الطبرى ( فارسي )

زيرك در واسط ببود تا وقتى كه نامهء ابو احمد به پسرش هارون رسيد كه با سپاهى كه با وى به جا مانده بود سوى نهر مبارك رود ، و زيرك نيز با هارون برفت . ابو احمد به نصير نيز كه در نهر المرأه بود نوشت و دستور داد در نهر مبارك به نزد وى رود كه آنجا به نزد وى رسيد . و چنان بود كه ابو العباس وقتى سوى نهر مبارك مىرفته بود با كشتى و زورقها سوى اردوگاه فاسق رفته بود و در شهر وى كه در نهر ابو الخصيب بود به دو تاخته بود و از آغاز روز تا آخر وقت نيمروز ميانشان نبرد شده بود و يكى از سرداران خبيث كه از پيوستگان سليمان بن جامع بود به نام منتاب با جمعى از ياران خويش به امان خواهى به نزد وى آمده بود و اين از جمله چيزها بود كه خبيث و يارانش را شكسته كرد . ابو العباس با ظفر بازگشت و منتاب را خلعت داد و چيز بخشيد و اسب داد . وقتى ابو العباس پدر خويش را بديد خبر منتاب را با وى بگفت و گفت كه به امانخواهى به نزد وى آمده بود . ابو احمد بگفت تا منتاب را خلعت دهند و چيز بخشيد با چند اسب . منتاب نخستين كس از سرداران زنگى بود كه امان خواست . وقتى ابو احمد در نهر مبارك جاى گرفت ، و اين به روز شنبه بود نيمه رجب سال دويست و شصت و هفتم ، چنان كه در روايت محمد بن حماد آمده نخستين كارى كه دربارهء خبيث كرد اين بود ( 581 كه نامه اى به دو نوشت كه از خونها كه ريخته و حرمتها كه شكسته و شهرها و ولايتها كه به ويرانى داده و ناموسها و مالها كه روا داشته و دعوى رسالت و پيمبرى كه به ناحق كرده به سوى خداى تعالى توبه برد و بازگردد . به دو گفت كه راه توبه گشوده است و امان آماده ، اگر از كارهايى كه مايهء خشم خداست دست بدارد و به جمع مسلمانان درآيد گناهان گذشتهء وى محو شود و به سبب توبه از دنيا بهرهء وافر يابد .